السيد محمد حسين الطهراني
296
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
از معناى اراده سابقاً ذكر كردهايم . و سبيل الله ناميده مىشود به جهت آنكه آن ، يگانه راهى است كه خداوند خواسته است انسان در راه وصول به كمال خود و سعادت خود آن را بپيمايد . خداوند ميگويد : الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ يَبْغُونَها عِوَجاً . « 1 » « آن كسانى كه از راه خدا مردم را باز ميدارند ، و آن را كج و معوج ميطلبند . » و امّا بحث در اينكه دين حقّ منحصراً واجب است كه از طريق وحى و نبوّت گرفته شود و در آن عقل كفايت نميكند ، در مباحث نبوّت و غيرها از بحثهائى كه در اين كتاب آوردهايم ، بيان و شرح آن معلوم شد . « 2 » از آنچه ما اينك از تفسير « الميزان » آورديم به خوبى و بطور مشروح و مبيّن بدست ميآيد كه مراد حضرت علّامه قدَّس اللهُ سرَّه از فطرت انسان ، همان سازمان وجودى اعمّ از جسمى و روحى ، و همان راه و طريقى است كه او را به غايت و هدف آفرينش از كمال مطلوب و سعادت مطلق مىرساند . و مراد از دين فطرت آن قواعد و احكامى است كه در سير انسان به سوى سعادت و كمالش مؤثّر است . اين قواعد و قوانين و سنن گرچه به اعتبار شارع مقدّس معتبر شدهاند ، امّا بر اساس منطق عقل و وصول او به درجهء انسانيّت بوده است ، نه بر اساس منطق حسّ و شهوت كه وى را در مرتبه حيوان قرار دهد . سعادت انسان امرى است حقيقى ، و اين سنّتهاى فطريّه كه امور اعتباريّه
--> ( 1 ) صدر آيه 45 ، از سوره 7 : الاعراف ( 2 ) « الميزان فى تفسير القرءَان » ج 16 ، ص 198 تا ص 2 03